سایت ساز رایگان افزایش رتبه الکسای قانونی فروش مکمل های بدن سازی مجاز نکس وان موزیک - دانلود موزیک جدید اپلود سنتر عکس و فایل رایگان فراز هاستینگ|بهترین خدمات هاستینگ هاست وبلاگدهی حرفه ای
بستن تبلیغات [X]
مجادله
loading...

دانلود مقالات

رسول بازدید : 126 جمعه 26 مرداد 1397 زمان : 3:36
امتیاز :
نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

مجادله

الف) معناي لغوي:

جَدَل اسم مصدر از ريشه «جَدْل» و جَدْل در لغت به معناي شدت در پيچاندن و تاباندن است. ريسمان مهار شتر را كه سخت پيچ داده باشند «جَديل» مي‌گويند. جَدْل به معناي بر زمين زدن نيز آمده است و كسي را كه از حريف شكست مي‌خورد و به زمين مي‌افتد «مُجدل» مي‌خوانند.[1]

جَدَل را به شدت خصومت و جِدال و مجادله (دو مصدر باب مفاعله از ريشه جَدْل) را به مخاصمه نيز معنا كرده‌اند، چنان كه برخي اين كلمه را به معناي احتجاج در برابر احتجاج ديگري و «مجادله» را به معناي مناظره دانسته‌اند.[2]

راغب اصفهاني مي‌گويد: اصل اين واژه از «جَدَلتُ الحَبلَ» گرفته شده كه به معناي «تابيدن محكم طناب» است. «جديل»، «طناب تابيده» نيز برگرفته از همين ريشه است: جَدلتُ البناءَ، يعني ساختمان را مستحكم كرد. «دِرعٌ مجدولَه» به معناي زره مستحكم است و «مجدل» نيز به معناي كاخ مستحكم است.[3]

ب) معناي اصطلاحي:

جدل در اصطلاح منطق، استدلالي است كه مواد آن قضاياي مشهور (مشهورات) يا قضاياي مقبول (مسلّمات) و صورت آن صورت قياس يا استقراء است. غرض از آن نيز ملزم ساختن خصم و فهماندن مطلبي به كسي است كه از درك مقدمات برهان قاصر است.[4]

راغب اصفهاني مي‌گويد: جدل همان گفت‌وگو است كه به شكل نزاع با هدف غلبه بر طرف مقابل صورت مي گيرد.[5]

بوعلي‌سينا مي‌گويد: جَدَل از صنعت‌هاي پنج‌گانه منطقي (برهان، جدل، خطابه، مغالطه و شعر) و از نيازهاي اجتماعي انسان است و ضرورت آن فقط در اجتماع و برخورد با ديگران رخ مي‌نمايد.[6] هر فرد يا جامعه‌اي باورهايي دارد كه در برخورد با مخالفان بالطبع از آن دفاع مي‌كند و براي محكوم كردن طرف مقابل و باطل ساختن رأي وعقيده وي عمدتاً به جدل روي مي‌آورد و با او مجادله مي‌كند. بنابراين فايده جدل به طور كلي دو چيز است: 1- بيان اعتقادات سودمند 2- نقض باورهاي زيانبار[7]. برخي در بياني ديگر فوايد جدل را سه امر دانسته‌اند:

1- پرورش و ممارست ذهن؛ 2- مناظره؛ 3- علوم فلسفي.[8] برخي ديگر فوايد جدل را به طور مشخص در چهار امر منحصر كرده‌اند: 1- مجاب كردن و اسكات كساني كه مدعي دانش‌اند، ولي بر ملك خطايند و قادر نيستند از راه برهان حقيقت را دريابند؛ 2- راهنمايي كساني كه مي‌خواهند به حق برسند، ليكن توان حركت از راه برهان را ندارند؛ 3- اثبات اصول و مبادي علوم جزئي چون هندسه و طب براي نوآموزان؛ 4- كشف عقيدة درست از ميان قياس‌هاي جدلي كه هم وجود چيزي را مي‌توانند ثابت كنند و هم عدم آن را.[9]

شيخ طبرسي در معناي جدل مي‌نويسد:«جدل لج‌بازي با خصم است كه هر يك از دو طرف تمام تلاش خود را براي بر زمين زدن طرف مقابل به كار مي‌برد.»[10]

مرحوم مظفر نيز در تعريف مجادله مي نويسد:جدل صناعتي است علمي براساس مقدمات مسلم و قطعي براي حصول خواسته‌ها و حفظ حداكثري موقعيت خود بدون هرگونه معارض.[11]

البته مرحوم مظفر معناي كلمه جدل و مناظره را به يك معنا گرفته است و مي‌گويد: «كما استعملت كلمة «المناظره» في هذه الصناعه ايضاً، فقيل «آداب المناظره» و الفت بعض المتون به هذا الاسم».[12]افرادي مانند بوعلي‌سينا و علامه حلي نيز مجادله را به معناي مناظره گرفته‌اند.[13]

گفت‌وگوي جدل به صورت پرسش و پاسخ ميان دو نفر، دربارة ادعايي درمي‌گيرد كه «وضع» ناميده مي‌شود و يك طرف درصدد اثبات و دفاع از آن است و طرف ديگر درصدد نقض يا ابطال آن. كسي كه از وضع دفاع مي‌كند، «حافظ وضع» يا «مجيب» و كسي كه در پي نقض يا ابطال آن است «ناقض وضع» يا «سائل» خوانده مي‌شود.[14]

بنابراين؛ «جدل صناعتي است علمي كه انسان، به وسيله آن توانا باشد بر اينكه از مقدمات «مسلمه» بر هر مطلوبي كه بخواهد براي حفظ اعتقاد يا التزامي، اقامه حجت كند به طوري كه حتي‌الامكان حجت وي منتقض نگردد.»[15]



[1]- ابن منظور، محمدبن مکرم، لسان‌العرب، ج 2، ص 211- 212، همان.

[2]- همان.

[3]- راغب اصفهاني،ابوالقاسم حسین بن محمد، المفردات في غريب القرآن، ص 87، همان.

2- سينا، ابوعلي، الشفاء، ج 3، ص 55، به كوشش الاب قنواتي و ديگران، قم، كتابخانه نجفي، 1405 ق.

[5]- الجدال: المفاوضه علي سبيل المنازَعه و المغالَبَه. راغب اصفهاني، ابوالقاسم حسين بن محمد، مفردات غريب القرآن، ص 81، همان.

[6]-سینا، ابوعلي ، شفا، ج 3، ص 54، همان

[7]- علامه حلي، جوهر النضيد، ص 201، قم، انتشارات بيدار، 1363 ش.

[8]- سينا، ابوعلي، الشفاء، ج 3، ص 14، همان.

[9]- ر. ك: سينا، ابوعلي ، الشفاء، ص 48-50، همان؛ علامه حلي، جوهرالنضيد، ص 201-202، همان.

[10]- طبرسي، ابن الاسلام فضل بن حسن، تفسير مجمع البيان، ج 9، ص 88، بيروت، نشر دارالمعرفه، 1406 ق.

[11]- مظفر، محمدرضا، المنطق، ص 349، همان.

[12]- همان، ص 350.

[13]- ر.ك: سينا، بوعلي، الشفاء، ج 3، ص 48، همان؛ ر.ك. علامه حلي، جوهرالنضيد، ص 201، همان.

[14]- ر.ك: سينا، بوعلي، الشفاء، ص 13، 27، همان؛ ر. ك. علامه حلي، جوهرالنضيد، ص 332، همان.

[15]- مجتهد خراساني، ميرزا محمود، رهبر خرد، ص 364، 233، تهران، نشر كتابخانه خيام، 1331 ش.

ارسال نظر برای این مطلب

نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده سايت نمایش داده خواهد شد.

نام شما :
پست الكترونيك :
سایت / وبلاگ :
نظر شما :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نحوه ارسال :
کد امنیتی :

تعداد صفحات : 2

درباره ما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 15
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : [Ip_Today]
  • آی پی دیروز : [Ip_Yesterday]
  • بازدید امروز : 2
  • باردید دیروز : 12
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 16
  • بازدید ماه : 28
  • بازدید سال : 483
  • بازدید کلی : 483
  • کدهای اختصاصی