سایت ساز رایگان افزایش رتبه الکسای قانونی فروش مکمل های بدن سازی مجاز نکس وان موزیک - دانلود موزیک جدید اپلود سنتر عکس و فایل رایگان فراز هاستینگ|بهترین خدمات هاستینگ هاست وبلاگدهی حرفه ای
بستن تبلیغات [X]
نظريه هاي فرايند مداري هوش
loading...

دانلود مقالات

رسول بازدید : 108 يکشنبه 11 شهريور 1397 زمان : 20:06
امتیاز :
نتيجه : مجموع 0 امتياز توسط 0 نفر

نظريه هاي فرايند مداري1 هوش .


توجه به فرايند كاركرد هوش به جاي كميت بازده آن پديده اي نو كه در دهه هاي اخير با گسترش نظريه هاي شناختي وارد حوزة روانسنجي شده است


در اين نظريه به اندازه گيري تفاوت هاي فردي آنطوريكه در اكثر آزمونهاي متعارف هوش انجام مي شود توجه نمي شود بلكه بيشترين اهميت به شيوه اي كه آزمودني ها براي ارائه پاسخ در پيش مي گيرند داده مي شود . براي روشن شدن مطلب مثالي بزنيم. دو معلّم را درنظر بگيريد كه در دو كلاس موازي دبيرستان مشغول به تدريس دروس رياضي هستند . به هنگام تصيح اوراق ، معلّم اوّل به راه حل دانش آموزان توجه نمي نمايد و فقط به اسناد درستي يا نادرستي جواب هر مسئله به دانش آموزان نمره مي دهد . معلّم دوم برعكس اتخاذ راه حل ها را مهمتر از درستي يا نادرستي جواب ها تلقي مي كند وبهمين جهت به دقت مسيري را كه هر دانش آموز براي حل هر مسئله طي كرده است مورد بررسي قرار مي دهد . اين معلمان هر دو به ارزشيابي مي پيردازند لكن يكي نتيجه كاركرد را ملاك ارائه نمره ها قرار مي دهد و ديگري فرايند كاركرد را . در اين آزمونها پاسخ هر فرد به نرم خاي بدست آمده از پاسخ ديگر سنجيده اي نمي شود بلكه با در نظر گرفتن مراحل رشد هوش ارزيابي مي شوند .


از بين كسانيكه به فرايند رشد هوش توجه داشته اند . پياژه2 1وبرونر3 2از همه معروفترند از آنجا كه نظريات اين افراد در دروس روانشناسي عمومي و روانشناسي كودك بطور مفصل آورده شده است ما در اينجا بطور مختصر به ياد آوري آنها مي پردازيم .


الف ) نظريه شناختي پياژه در مورد هوش


پياژه هوش را پديده اي پويا3 4 مي داند كه از همان بدو تولد باعث سازگار فرد با محيط شده و ايجاد تعادل 45 در او مي نمايد . رابطة فرد با محيط يك تأثير پديده ساده و يك جانبه نيست بلكه همزمان تأثير گذاري متقابل است . كلمة تعادل6 5 كه در اين موردپياژه به تكرار در متون خود از آن استفاده مي كند نشان مي دهد كه در هر لحظه از زندگي كنش متعامل بين فرد و محيط ( اعم از انساني و مادي ) بر قرار مي شود و همين كنش‌ها به شناخت منجر مي گردد .


طرح ساده و اوليه هر شناخت در نظام پياژه انگاره يا طرح واره ناميده مي شود . انگاره‌ها يا دو كنش متمايز و درعين حال وابسته به هم هوش كه اصطلاحاً درون سازي يا جذب76 و برون سازي يا تطابق87 نام گرفته اند بمرور ساخته مي شوند . زمينة ساخته شدن انگاره ها روان نبه ها هستند . در آغاز تولد روان محدود به كاركرد فيزيولژيك اعضاء مي شوند : لكن بمرور كه رشد حاصل مي شود انگاره هاي ساخته شده قبلي بن براي ساخته شدن انگاره هاي بعدي قرار مي گيرند .


كنش درون سازي هوش باعث مي شود كه پديده هاي جديد ( محرك هاي جديد ) در زمينه انگاره هاي ساخته شده قبلي تحليل شده سازمان بيايند تا قابل درك گردند .


در برون سازي فرد با توجه به صفات يا ساختار پديده هاي جديد به اصطلاح با دستكاري انگاره هاي قبلي خود مي پردازد تا بهتر با واقعيات منطيق گردند . درون سازي به اين ترتيب به پديده هاي جديد معنا مي بخشد تا ادراك آنها را ممكن سازد ، برون سازي به نوبة خود ادراك هاي ساخته شده قبلي را با استناد تجربيات جديد اصطلاح مي كند تا دقيق تر گردند .


پياژه براي اينكه فرايند رشد شناخت را بهتر مطالعه كند آن را به 4 گروه دورة بزرگ حسي و حركتي1 بينش عملياتي2 عمليات عيني3 و عمليات صوري4 تقسيم مي كند .


در دورة حسي – حركتي تا حدود 2 سالگي طول مي كشد هوش از طريق فعاليت ها حواس و حركات بدني رشد مي كند و در اين زمينه مفاهيم آغازين عليت ، پايداري شئي5 پندار از خود6 و ديگران ساخته مي شوند . در دورة دوّم كودك مفاهيم متعدد زبان و نمادهاي ارتباطي را ياد مي گيرد . اين دوره از 2 سالگي تا 7 سالگي ادامه دارد به علّت تسلط حالت خود مداري7 هوش كودك رنگ قضاوت شخصي به خود مي‌گيرد. در مرحلة عمليات عيني ، كودك به علّت جامعه پذيري ، واقع نگرتر مي‌شود و همين امر او را به شناخت روابط اجتماعي ، صفات عيني پديده ها و برخي از قوانين حاكم بر اشياء قادر مي سازد . اين دوره از 7 سالگي تا حدود 12 سالگي طول مي‌كشد. مفاهيم نگهداري عدد ( 7 سالگي ) وزن ( 9 سالگي ) حجم ( 12 سالگي )‌ بهمراه توان طبقه بندي اشياء در نظر گرفتن صفات چند گانه آنها در اين مدّت حاصل مي شوند .


در دورة عمليات صوري افراد به توان عالي هوش يعني تفكر منطقي و فلسفي دست پيدا كرد . در اين دوره كه از 12 سالگي به بعد ادامه خواهد داشت قوانين تعميم يافته علمي درك مي شوند . كليت ها و مجموعه ها مورد توجه قرار مي گيرند و اخلاق از حالت قضاوت هاي وابسته به موقعيت به صورت قضاوت هاي جهان مشمول متحول مي گردد .


پياژه با شاگردان و همكارانش به ساختن آزمونهاي تحولي – شناختي كه بتواند كاركرد افراد را در دورة هاي مختلف هوش ارزشيابي كند نيز دست زده اند . از معروف ترين اين آزمونها : « مراحل هوش حسي – حركتي » اثر پياژه ، كاستي1 لوزين2 «مقياس تحول ذهني »‌ اثر لورندو 3 . پينارد4 براي كودكان 2 تا 12 سال ( 1962 – 1975 ) «جعبة ارزشيابي مفاهيم پايداري » اثر گلداشميت5 و بنتلر6 ( 1975 ) براي كودكان شير خواره از 2 هفتگي تا 2 سالگي مي توان اشاره نمود . برخي از سوالات اين آزمونها عملي يا مشاهده اي هستند و عمدتاً جزء مقياس هاي محتوائي طبقه بندي مي شود . از آنجا كه طبق نظريه فرايند مداري هوش هر فرد به شيوة خاص خود اطلاعات را پردازش داده و نتيجه گيري مي كند مشاهده رفتار افراد در اين آزمونها و تجزيه و تحليل نوع دليل آنها به روانشناس اجازه مي دهند كه دربارة سطح تحول هوش آزمودني قضاوت دقيقي ارائه نمايد . ( بهرامي ، 1377 )



ب ) : نظرية بازنمايي برونر .


در نزد كودكان تفكر با عمل بازنمايي مي شود و هر چه كودك خردسال تر باشد اين بازنمايي بيشتر به صورت تجسمي و عيني نمايان گر خواهد شد و گرايش به نقاشي ، بازي با خمير ، سازندگي ، با مهره ها وابزار نشان مي دهد كه تا چه اندازه كودكان نياز به عيني كردن خود تفكر خود دارند از آن لذّت مي برند . برونر ( 1964 ) معتقد است كه از راه تجربه و تحليل بازنمايي هاي كودكان مي توان به كاركرد آنها پي برد . به نظر او در نزد كودكان خردسال تفكر بطور تنگاتنگي درگير با عمل است كه مي توان گفت آنها با دست هاي خود مي انديشند و نقش تفكر خود را بازي مي كنند .


خلاقيت به اين ترتيب مي تواند ملاك ارزشيابي هوش كودكان قرار گيرد .


( بهرامي ، 1377 )


رويكرد يا ديدگاه مؤلفه اي1


تا دهة 1960 سنجش هوش زير نفوذ رويكرد عامل بود . ليكن پيشرفت روانشناسي در دو دهة گذشته زمينه را جهت بازنگري در مفهوم هوش فراهم ساخت . هدف اين بازنگري ، تحليل و درك مولفه هاي زير بنايي فرايندهايي بود كه خود اساس عوامل محسوب مي شدند كه با مطالعه ، ضريب همبستگي بين نمره هاي آزمونها شناسايي شده است .


نمونه اي از رويكرد مولفه اي را در كارهاي استرنبرگ2 ( 1981 ، 1982 ) مي بينيم كه اساس آن براين فرض است كه هر آزمودني از يك رشته فرايندهاي رواني به نام مولفه‌ها3 برخوردار است و اين مولفه ها به صورتي سازمان يافته عمل مي كنند تا پاسخهايي بوجود آيد كه در آزمونهاي هوش مشاهده مي شود .


استرانبرگ تكليف معيني را ميان ماده هاي يك آزمون هوش انتخاب مي كند و آن را در سلسله آزمايشهاي وسيعي بكار مي گيرد .


جدول مولفه هاي هوش طرح استرنبرگ براي طبقه بندي انواع مولفه هاي فرايندهايي كه در حل مسأله دركارند . جدول (2-2)


مولفه ها فرايندها


مولفه هاي سطح بالا . فرايندهاي عالي نظارت كه در برنامه ريزي اجراي و تصميم گيري در جريان حل مسئله مورد استفاده قرار مي گيرند .


مولفه هاي عملكرد . فرايندهايي كه برنامه را به اجراء در مي آورند و تصميمات اتخاذ شده در ردة ، مولفه هاي سطح بالا را تحقق مي بخشند .


مولفه هاي فراگيري . فرايندهايي كه در يادگيري اطلاعات تازه دركارند .


مولفه هاي ياد داري . فرايندهايي كه در بازيابي اطلاعات ذخيره شده در حافظه در كارند .


مولفه هاي انتقال . فرايندهايي كه در انتقال اطلاعات بدست آمده از يك موقعيت به موقعيت ديگر دركارند .



به كمك نتايج اينگونه آزمايشها وي مولفه هاي موثر بر آن تكليف در استنتاج مي كند .


تفاوتهاي فردي در عملكرد، برمبناي اين فرض تبين مي شود كه هر مؤلفه معين ممكن است در مورد يك فرد معين كار آمدتر از ديگران باشد . مثلاً ، سوال تمثيلي زير را درنظر يگيريد :


نسبت به وكيل به موكل مثل نسبت پزشك است به ( پزشكي ، بيمار ) .


مثلاً « بازنماي ذهني » وكيل شامل ويژگيهايي كه معمولاً با واژه ( وكيل ) پيوند دارند ( مثلاً تحصيل كرده دانشگاه ، مسلط به رويه قضايي ، نماينده موكل در دادگاه و جز، اينها ) .


شواهد آزمايشي نشان مي دهد افراد كه در مسائل تمثيل نمرة بالايي مي گيرند ، معمولاُ وقت بيشتري را صرف رمز گرداني ( معيني بازنمايي ذهني مسبوط از واژه ها ) مي‌كنند و وقت كمتري را به مقايسه بازنماييها اختصاص مي دهند تا افرادي كه در مسائل تمثيل نمره هاي كمتري دارند . ( براهني ، 1371 )


يك توانايي يا چند توانايي :


هوش را مي توان توانش بسياركلي دانست . توانايي يادگيري مجموعه اي مهارتهاي هوش مختلف در عين حال مي توان آنرا مجموعه اي از توانشهاي نسبتاً «‌كلي » مثل «مهارت كلامي » يا مهارت عددي يا مجموعه اي از استعدادهاي خاص ، مثل توانايي در به خاطر سپردن اعداد و توانايي در واژه سازي دانست .

بسياري از روان شناسان آمريكايي و اروپايي كه هوش را مطالعه مي كنند براي مجموعه توانائيهاي كودك در پردازش اطلاعات به نحوي كار آمده به ياد آوردن دانش به نحوي سريع و حل دقيق مسائل صرف نظر از مسئله اي كه كودك با آن سروكار دارد . تكواژه اي ( مثل هوش ) به كار مي برند . آنان معتقدند كه هوش توانايي عمومي اي است كه بسياري از قلمروهاي شناختي را در بر مي گيرد . بعضي ديگر معتقدند كه تكواژه اي مثل هوش براي حقيقت كه توانائيهاي كودك يكدست نيستند . سرپوش مي گذارند . تعداد قليلي از كودكان همة تكاليف شناختي بسيار خوب يا بسيار ضعيف هستند ، بسياري از پروفايل ها مساوي هستند و كودكي كه در يافتن تفاوتي جزء بين دو شكل مهارت دارد . ممكن است در درك معناي داستاني 200 كلمه اي كه با به خاطر آوردن اصول رياضي ضعيف باشد . در ميان كودكان پرو و كودكان مايايي درگو اتمالا بين توانايي در به خاطر سپردن طرح تصاوير و توانايي در به خاطر سپردن كلمات يا جملات رابطة ضعيفي وجود دارد . كودكاني كه به خوبي از عهدة يكي از آنها بر مي آيند لزوماً به همان خوبي از عهدة تكاليف ديگر بر نمي آيند . ( كيگان ، كلاين ، فينلي ، راگوف ، تولان ، 1979 ، استيونسون ، پاركر ، ويلكنسيون ، بونووگوتزا از 1978 ) . بنابراين معدل گرفتن از كودك بر اساس عملكرد او در مسائل مختلف ممكن است مانع از آشكار شدن بعضي از توانائيها و ضعفهاي او شود .


( ياسايي ، 1374 )


نظريه هوش گيلفورد :


جي بي گيلفورد يكي از زوانشناسان تربيتي ، از پيشگامان اوليه ، ديدگاه چند بعدي هوش بود او در مورد ساخت هوش مدلي ارائه داد تا به كمك آن انواع مختلف توانيهاي شناختي انسان را توضيح دهد اين مدل را در شكل صفحة بعد نشان داده ايم .




گيلفورد پس از اينكه عملكرد افرادي را با آزمونهاي ، مختلفي آزمود چنين عنوان كرد كه توانيهاي هوش از سه لحاظ با هم فرق دارند . اوّل اينكه به « عمليات » يا انواع متفاوتي پردازش ذهني نياز دارند . مثلاً فكر كردن دربارة راههاي مختلف كار برد آجر « توليد واگرا » وتصميم گيري در اين باره كه حيوان پشمالويي سگ است يا گربه «ارزيابي اطلاعات » نمونه اي است از عمليات . راه دوّمي كه براي طبقه بندي كاركردهاي هوش وجود دارد . اين است كه آن را بر اساس محتواي اطلاعاتي كه در ذهن پرداخته شده طبقه بندي مي كنيم .


مثلاً « اگر عمليات به خاطر آوردن باشد محتواي آن بايد تصاويري از كلمات يا اسباب بازيهايي باشد كه در شعري آمده است . سومين بعدي كه براي طبقه بندي توانائيهاي هوش به كار رفته است ، فرآورده است . يكي از انواع آن تبديل است . مثلاً وقتي شخص پيش خود مجسم مي كند كه يك ساختمان به صورت وارونه چه شكلي دارد به اين تبديل مي گويند .


فرآوردة ديگري ديدن پيامدهاست ، مثلاً شخصي پيش بيني مي كند كه وقتي رنگهاي قرمز و آبي با هم مخلوط مي شود چه رنگي درست مي شود .


در بررسيهاي گليفورد كه در آن تعداد زيادي از افراد در آزمون عملكرد در بعضي از اين توانائيها پيشگوي عملكرد در ساير توانائيها نبود . بنابراين او چنين استدلال كرد كه هوش چندين جنبه دارد و نمي توان به آن به عنوان يك توانائي منفرد نگريست (گيلفورد ، 1979 ) .


در جدول همبستگي بين نمرة هوشبهر بر اساس استانفورد – بينه در دوران پيش از مدرسه و اواسط دوران كودكي و هوشبهر در سنين 10 و 18 سالگي «وكسلربلور »


سن


همبستگي با بهرة هوش در 10 سالگي


همبستگي با بهرة هوش در 18 سالگي


2


3


4


6


7


8


9


10


12


37%


36%


66%


76%


78%


88%


10%


ــــ


87%

ارسال نظر برای این مطلب

نظر شما در مورد این مطلب پس از تایید نویسنده سايت نمایش داده خواهد شد.

نام شما :
پست الكترونيك :
سایت / وبلاگ :
نظر شما :
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نحوه ارسال :
کد امنیتی :

تعداد صفحات : 2

درباره ما
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    پیوندهای روزانه
    آمار سایت
  • کل مطالب : 15
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : [Ip_Today]
  • آی پی دیروز : [Ip_Yesterday]
  • بازدید امروز : 7
  • باردید دیروز : 5
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 7
  • بازدید ماه : 349
  • بازدید سال : 2233
  • بازدید کلی : 2233
  • کدهای اختصاصی